زنی‌ را می شناسم من – سیمین بهبهانی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin مرداد ۷م, ۱۳۸۹

سیمین بهبهانی

زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد

زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست


زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست؟

زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟

زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد

زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند

زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست:
نگاه سرد زندانبان!

زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر


زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند

زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی!

زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد


زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد

زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه!

زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی

زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است!

زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که: بسه

زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده!

زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند

زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد

زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد؟
نمی دانم، نمی دانم

شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد
زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد
.
.
.
.
.
زنی را می شناسم من

سیمین بهبهانی

چهار برادر اردنی خواهرشان را به دلایل ناموسی کشتند

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin تیر ۱۹م, ۱۳۸۹

امروز در اردن، چهار برادر  خواهرشان را که سال قبل از سوی مقامات قضائی متهم به زنا شده بود، با ضربات چاقو کشتند.
مقتول ۳۶ سال داشت و سال گذشته پس از پایان دادرسی پرونده خود به سر زندگی اش برگشته بود، اما برادرها می گویند  که آنها گناه سال گذشته خواهرشان را بخشیده بودند ولی ماجرا دوباره تکرار شده بود.
همه این چهار برادر دستگیر شده اند ، اما فقط دو تا از آنها به قتل اعتراف کرده اند. براساس قانون کشور اردن ، قتل هایی از این دست که دلایل ناموسی دارد از مجازات سبکی برخوردار است.
کشور اردن به دلیل بافت سنتی و قبیله ای خود و نیز انعطافی که قانون دربرابر قتل های ناموسی دارد یکی از کشورهایی است که میزان بالائی از قتل های ناموسی را به نسبت جمعیت خود دارد.
تاکنون با تلاش های نهادهای حقوق بشر و نیز سازمان های دفاع از حقوق زنان دوبار برای تعدیل ماده ۳۴۰ قانون جزا که مجازات بسیار سبکی را برای قتل های ناموسی در نظر می گیرد ، لوایحی به پارلمان این کشور ارائه مرده اند که هر دوبار این لوایح رد شده اند.

درباره قتل های ناموسی در ویکی پدیا
جنایت‌های ناموسی یا قتل ناموسی به ارتکاب خشونت و اغلب قتل  زنان یک خانواده به دست مردان  خویشاوند خود گفته می‌شود. این زنان به علت «ننگین کردن شرافت خانواده خود» مجازات می‌شوند. این ننگ موارد گوناگونی را شامل می‌شود از جمله خودداری از ازدواج اجباری، قربانی یک تجاوز جنسی بودن، طلاق گرفتن (حتی از یک شوهر ناشایست)، ، رابطه با جنس مخالف ، و یا ارتکاب زنا. برای اینکه فردی قربانی جنایت‌های ناموسی شود، فقط اینکه گمان برده شود او آبروی خانواده را بر باد داده‌است کافی‌ست.
جنایت‌های ناموسی صورتی از خشونت علیه زنان محسوب می‌شوند. بر اساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل، سالانه حدود ۵۰۰۰ زن در قتل‌های ناموسی کشته می‌شوند. بیشتر اینان ساکن غرب آسیا، شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب آسیا هستند. حداقل ۱۰۰۰ زن در عرض یک سال (۱۹۹۹) به این شکل در پاکستان به قتل رسیدند. بر اساس این آمار، این جرایم بیشتر در کشورهای اسلامی رخ می‌دهند در حالی که به گفته رهبران مذهبی، هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارند .
پژوهشی در دانشگاه اینونو ترکیه نشان می‌دهد در طول ۷ سال اخیر پرونده ۳۰۰ قتل ناموسی در ترکیه وجود داشته‌است. بسیاری از این قتل‌ها در مناطق کردنشین ترکیه اتفاق افتاده‌است. این پژوهش نشان می‌دهد با بالا رفتن مجازات قتل ناموسی، بسیاری از زنان توسط خویشاوندان خود وادار به «خودکشی» شده‌اند. بیشتر قاتلان نیز پسران جوان خانواده هستند که در صورت دستگیری مجازات کمتری برایشان منظور می‌شود
قتل ناموسی در برخی شهرهای ایران هم رایج است. برای مثال بر اساس گزارش پلیس ایران تنها در سال ۱۳۸۸ در شهر اهواز ۱۵ زن قربانی قتل ناموسی شدند که معادل ۲۴٫۵٪ از کل قتل‌های سال ۸۸ شهر اهواز می‌شود، البته این آمار نسبت به سال ۸۴ که میزان قتل‌های ناموسی در اهواز ۳۵ درصد بوده، کاهش یافته است. به‌گفته بازپرس شعبه ویژه قتل اهواز برخی آداب و رسوم «مانند لزوم ازدواج دخترعمو با پسرعمو یکی از دلایل این قتل‌ها است که برخی مواقع اگر غیر از این اتفاق بیافتد منجر به قتل می‌شود». و برخی قتل‌های ناموسی هم فقط بر مبنای سوء ظن صورت می‌پذیرد

پروانه معصومی – سیر تحول از روی جلد زن روز سال ۵۲ تا سخنرانی در برابر رهبر انقلاب

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin تیر ۱۹م, ۱۳۸۹

پروانه معصومی هنرمند خوب سینمای کشورمان هفته پیش در جمع هنرمندان نمایشی صدا و سیما با رهبر انقلاب حضور داشت و سخنرانی کرد.
او فعالیت سینمائی خود را با فیلم رگبار بهرام بیضائی آغاز کرد و بعدتر در فیلم هایی چون شهرقصه، رگبار و کلاغ هم ایفای نقش کرد. پس از پیروزی انقلاب هم او در فیلم ها و سریال های زیادی  از جمله ناخدا خورشید ایفای نقش کرد.
خانم معصومی الان حدود ۶۵ سال دارد و سخنرانی هفته گذشته او در برابر رهبر انقلاب خاطراتی از این هنرمند را در ذهن ها تازه کرد.

پروانه معصومی: با تب ۳۹ درجه، خود را به دیدار رهبری رساندم

تصاویر زیر خانم معصومی را در دیدار هنرمندان صدا و سیما با رهبر انقلاب و نیز او را بر روی جلد هفته نامه زن روز سال ۱۳۵۲ نشان می دهد.

پروانه معصومی هنگام سخنرانی دربرابر رهبر انقلاب پروانه معصومی روی جبد هفته نامه زن روز سال ۱۳۵۲

در اینجا چار زندان است

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin تیر ۱۲م, ۱۳۸۹

در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد
در زنجیر…

از این زنجیریان،
یک تن، زنش را در تب تاریک بهتانی
به ضرب دشنه ای کشته است.

از این مردان،
یکی، در ظهر تابستان سوزان،
نان فرزندان خودرا،
بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد
آغشته است.

از اینان، چند کس،
در خلوت یک روز باران ریز،
بر راه ربا خواری نشسته اند

کسانی، در سکوت کوچه،
از دیوار کوتاهی به روی بام جستند

کسانی، نیم شب،
در گورهای تازه،
دندان طلای مردگان را می شکسته اند.

من اما هیچ کس را
در شبی تاریک و توفانی نکشتم
من اما راه بر مردی ربا خواری نبستم
من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجستم .

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب و
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر…

در این زنجیریان هستند مردانی
که مردار زنان را دوست می دارند.

در این زنجیریان هستند مردانی
که در رویایشان هر شب زنی
در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد.

من اما در زنان چیزی نمی یابم
گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش -

من اما در دل کهسار رویاهای خود،
جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی
که میرویند و می پوسند و می خشکند و می ریزند،
با چیزی ندارم گوش.

مرا گر خود نبود این بند،
شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان،
می گذشتم از تراز خاک سرد پست…

جرم این است
جرم این است

احمد شاملو

سروده ای از سیمین بهبهانی

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin خرداد ۳۰م, ۱۳۸۹

سیمین بهبهانیدارا جهان ندارد،
سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در
هفت آسمان ندارد!

کارون ز چشمه خشکید،
البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند،
آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند،
آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو،
گرز گران ندارد

روز وداع خورشید،
زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،
نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا،
نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما،
تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها،
بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز،
میهن جوان ندارد

دارا ! کجای کاری،
دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند،
دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی،
فریادمان بلند است
اما چه سود،
اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس،
شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی،
شه نامه ای سراید
شاید که شاعر ما
دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش،
ای مهرآریایی
بی نام تو، وطن نیز
نام و نشان ندارد

سیمین بهبهانی