بایگانی برای‘خبر’ دسته

چهار برادر اردنی خواهرشان را به دلایل ناموسی کشتند

شنبه, تیر ۱۹م, ۱۳۸۹

امروز در اردن، چهار برادر  خواهرشان را که سال قبل از سوی مقامات قضائی متهم به زنا شده بود، با ضربات چاقو کشتند.
مقتول ۳۶ سال داشت و سال گذشته پس از پایان دادرسی پرونده خود به سر زندگی اش برگشته بود، اما برادرها می گویند  که آنها گناه سال گذشته خواهرشان را بخشیده بودند ولی ماجرا دوباره تکرار شده بود.
همه این چهار برادر دستگیر شده اند ، اما فقط دو تا از آنها به قتل اعتراف کرده اند. براساس قانون کشور اردن ، قتل هایی از این دست که دلایل ناموسی دارد از مجازات سبکی برخوردار است.
کشور اردن به دلیل بافت سنتی و قبیله ای خود و نیز انعطافی که قانون دربرابر قتل های ناموسی دارد یکی از کشورهایی است که میزان بالائی از قتل های ناموسی را به نسبت جمعیت خود دارد.
تاکنون با تلاش های نهادهای حقوق بشر و نیز سازمان های دفاع از حقوق زنان دوبار برای تعدیل ماده ۳۴۰ قانون جزا که مجازات بسیار سبکی را برای قتل های ناموسی در نظر می گیرد ، لوایحی به پارلمان این کشور ارائه مرده اند که هر دوبار این لوایح رد شده اند.

درباره قتل های ناموسی در ویکی پدیا
جنایت‌های ناموسی یا قتل ناموسی به ارتکاب خشونت و اغلب قتل  زنان یک خانواده به دست مردان  خویشاوند خود گفته می‌شود. این زنان به علت «ننگین کردن شرافت خانواده خود» مجازات می‌شوند. این ننگ موارد گوناگونی را شامل می‌شود از جمله خودداری از ازدواج اجباری، قربانی یک تجاوز جنسی بودن، طلاق گرفتن (حتی از یک شوهر ناشایست)، ، رابطه با جنس مخالف ، و یا ارتکاب زنا. برای اینکه فردی قربانی جنایت‌های ناموسی شود، فقط اینکه گمان برده شود او آبروی خانواده را بر باد داده‌است کافی‌ست.
جنایت‌های ناموسی صورتی از خشونت علیه زنان محسوب می‌شوند. بر اساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل، سالانه حدود ۵۰۰۰ زن در قتل‌های ناموسی کشته می‌شوند. بیشتر اینان ساکن غرب آسیا، شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب آسیا هستند. حداقل ۱۰۰۰ زن در عرض یک سال (۱۹۹۹) به این شکل در پاکستان به قتل رسیدند. بر اساس این آمار، این جرایم بیشتر در کشورهای اسلامی رخ می‌دهند در حالی که به گفته رهبران مذهبی، هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارند .
پژوهشی در دانشگاه اینونو ترکیه نشان می‌دهد در طول ۷ سال اخیر پرونده ۳۰۰ قتل ناموسی در ترکیه وجود داشته‌است. بسیاری از این قتل‌ها در مناطق کردنشین ترکیه اتفاق افتاده‌است. این پژوهش نشان می‌دهد با بالا رفتن مجازات قتل ناموسی، بسیاری از زنان توسط خویشاوندان خود وادار به «خودکشی» شده‌اند. بیشتر قاتلان نیز پسران جوان خانواده هستند که در صورت دستگیری مجازات کمتری برایشان منظور می‌شود
قتل ناموسی در برخی شهرهای ایران هم رایج است. برای مثال بر اساس گزارش پلیس ایران تنها در سال ۱۳۸۸ در شهر اهواز ۱۵ زن قربانی قتل ناموسی شدند که معادل ۲۴٫۵٪ از کل قتل‌های سال ۸۸ شهر اهواز می‌شود، البته این آمار نسبت به سال ۸۴ که میزان قتل‌های ناموسی در اهواز ۳۵ درصد بوده، کاهش یافته است. به‌گفته بازپرس شعبه ویژه قتل اهواز برخی آداب و رسوم «مانند لزوم ازدواج دخترعمو با پسرعمو یکی از دلایل این قتل‌ها است که برخی مواقع اگر غیر از این اتفاق بیافتد منجر به قتل می‌شود». و برخی قتل‌های ناموسی هم فقط بر مبنای سوء ظن صورت می‌پذیرد

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم

چهارشنبه, آذر ۲۵م, ۱۳۸۸

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم

بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم
بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم

زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم
وجدی نه که در گرد خرابات برآییم

نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم
اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم

حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم

ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم

ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با کس نگشاییم

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم

دریاب دل شمس خدا مفخر تبریز
رحم آر که ما سوخته‌ی داغ خداییم

مولانا جلال الدین محمد بلخی

بشنوید با صدای آقای شجریان و نی آقای موسوی که در دشستستانی اجرا شده و سوز و گدازی دارد.

پنجشنبه, آبان ۲۱م, ۱۳۸۸

اوحدی مراغه ای

اوحدی مراغه ای


ای دل پر هوش ما با همه فرزانگی
شد ز غم آن پری فاش به دیوانگی

ما چو خراباتی ایم گر ننشیند رواست
پیش خراباتیان آن صنم خانگی

ای که به نخجیر ما ساخته‌ای دام زلف
دام چه حاجت؟ که کرد خال رخت دانگی

دل بر شمع رخت راه نمی‌یافت هیچ
چشم توپروانه‌ایش داد به پروانگی

آینه‌ی روی تو، تا که بدید آفتاب
جز به مدارا نکرد زلف ترا شانگی

تا تو مرا ساختی با رخ خویش آشنا
با دگرانم فزود وحشت و بیگانگی

اوحدی آن مرد نیست کز تو به کامی رسد
گر چه بکار آوری غایت مرادنگی

اوحدی مراغه‌ای

آنفولانزای خوکی مهد کودک های امارات را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرد

چهارشنبه, شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸

آنفولانزای خوکی مهد کودک های امارات را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرد

مقامات دولت امارات تصمیم گرفتند که مهد کودک ها و نیز مدارس کودکان استثنائی در این کشور را از بیم گسترش آنفولانزای خوکی، به ویژه در سنین آسیب پذیر، تا اطلاع ثانوی تعطیل کنند.
هم اکنون مدارس این کشور مقررات و شرایط ویژه ای را برای کنترل این بیماری در میان کودکان و نوجوانان اعمال می کنند.
تعطیلی مهد کودک ها در امارات مادران شاغل در این کشور ر با مشکل مواجه کرده است.
امارات به دلیل ویژگی ترمینالی خود که محل رفت و آمد ملیت های مختلف می باشد، از نظر آلودگی به ویروس آنفولانطای خوکی آسیب پذیر به نظر می رسد، اما مقامات بهداشتی این کشور می گویند که گسترش ویروس به طور کامل تحت کنترل است، داروهای لازم برای ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت این کشور وارد شده، تمام توصیه های سازمان بهداشت جهانی به کار گرفته شده و به این ترتیب جای هیچ نگرانی نیست.
مرگ و میر ناشی از این ویروس در امارات به ۶ نفر رسیده که همگی به علت داشتن بیماری های دیگر مقاومت کمی نشان داده اند. اخیرا یک کودک ۸ ماهه که ناراحتی قبلی داشته و یک پیرمرد ۷۵ ساله که تنگی نفس داشته بر اثر ابتلا به این ویروس درگذشته اند.
اخیرا در مدارس دبی به محض مشاهده هر مورد مشکوک، حرارت بدن همه دانش آموزان کنترل می شود.
اما در کویت دولت این کشور تصمیم رفت تا بازگشائی مهد کودک ها و مدارس کودکان استثنائی را به مدت ۲ ماه به تاخیر بیاندازد.

لینک خبر

فرویدن صدیقی، خبر دیجیتال شدن ماهنامه فیلم و یونس شکرخواه

دوشنبه, تیر ۸م, ۱۳۸۸

ماهنامه فیلم

فریدون صدیقیمجله فیلم با همه جایگاه پرآوازه ای که در عرصه روزنامه نگاری و سینما دارد، اما دیر دیجیتال شد. مسعود محرابی البته در یادداشتی در شماره پیش ماهنامه فیلم علت این همه تاخیر را توضیح می دهد و می گوید هم که چرا سایت مجله فیلم، نسخه دیجیتال چاپ شده آن نیست.
دوست بسیار عزیزی دارم، فریدون صدیقی، که در این باره یادداشتی نوشته و البته شان مجله فیلم را به جا آورده است.
حالا که صحبت فریدون صدیقی شد، باید از یار غار او دکتر یونس شکرخواه هم یاد کرد که باز فریدون صدیقی در یادداشتی به مناسبت ۵۰ سالگی آقای شکرخواه او را به زیبائی توصیف کرده است.
ابتدا یادداشت فریدون صدیقی درباره مجله فیلم با عنوان «دانشکده‌های من» را می آورم و بعد یادداشت او درباره همزاد حرفه ای اش یونس شکرخواه با عنوان «قناری»

ماهنامه فیلم ۳۹۶ - تیرماه ۱۳۸۸دانشکده‌های من
فضیلت، یعنی توازن، هماهنگی و مرجعیت. هماهنگی مخلوع یک رفتار سیستمی است، رفتار سیستمی قابل تجزیه به کم‌تر از خود نیست. مثل ماهنامه فیلم.
ماهنامه فیلم نماد آشکار یک فضیلت علمی، فرهنگی و صنفی در عرصه روزنامه‌نگاری هنری در ایران است. من هیچ نمونه‌ای در طول تاریخ مطبوعات ایران نمی‌یابم که نشریه‌ای مستقل و نه وابسته به یک مؤسسه مطبوعاتی، توانسته باشد ۲۷ سال* دوام بیاورد و قدرت و ظرفیتی جریان‌ساز، مؤثر و راهبردی یافته باشد.
آن هزار سال پیش که سینما به محاق رفت، این ماهنامه فیلم بود که به مانند یک دانشگاه سینمایی و نه یک دانشکده، موجب و موجد تولد نوین سینما در تمامی عرصه‌ها شد.
صدها منتقد، فیلمبردار، کارگردان، فیلمنامه‌نویس، طراح صحنه، عکاس، روزنامه‌نویس سینمایی و… انگیزه، شکل‌گیری، تولد، امتداد و حیات بالنده خود را بی‌تردید مدیون حضور پرفضیلت ماهنامه فیلم هستند.
آیا کسی ۷ سال بی‌امتیازی ماهنامه فیلم را به خاطر دارد که ماه به ماه باید در هیئت یک مجله حروفچینی شده، سینه‌خیز خود را به پیشگاه مسئولان سینمایی می‌رساند تا اجازه انتشار بگیرد؟ چنین سابقه‌ای در تاریخ مطبوعات ایران وجود ندارد.
آیا کسی خبر دارد که حاصل این همه رنج، عشق و سرمستی مجموعه‌ای از تولید ادبیات سینمایی شد که نه تنها موجب ارتقای سینمای ما شد بلکه شاخه تنومندی از تئوری‌های تولید متن در حوزه گزارش، مصاحبه و نقد و یادداشت سینمایی را فراهم کرده است که بی‌هیچ تردیدی ده‌ها و ده‌ها متن آن قابل بازخوانی برای مدلی کردن هر یک از گونه‌های روزنامه‌نویسی در دانشکده‌های روزنامه‌نگاری ماست.
چقدر شرمنده‌ام که هنوز نتوانسته‌ام به وعده با خودم، در این زمینه وفا کنم و با تبیین مبانی این‌گونه‌ها، در حوزه روزنامه‌نویسی هنری ـ سینمایی ـ چند کتاب وعده داده شده به خودم، را فراهم و منتشر کنم. ماهنامه فیلم برای من با قریب ۴۰ سال روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در ساحت‌های مختلف روزنامه‌نگاری و نزدیک به دو دهه تدریس روزنامه‌نویسی به تنهایی چندین دانشکده است. ماهنامه فیلم دانشکده‌های کسانی است که دیروز و اکنون و فردا توانستند و می‌توانند عشق سینماهای راستین در تولید سینما و یا خواندن سینما باشند.فضیلت یعنی مرجعیت و ماهنامه فضیلت یعنی هماهنگی ماهنامه فیلم یک هماهنگی کامل در کارکرد دانشکده‌های سینمایی است. فضیلتی سیستمی که به کمتر از خود قابل تجزیه نیست. رسیدن به چنین منزلتی صبوری می‌خواهد و صبوری بالاترین هنر است.
سایت ماهنامه فیلم، موهبت برای کسانی است که جنگل را دوست دارند و با هیچ درختی دشمن نیستند.
* آغاز انتشار با نام ماهنامه فیلم، ۱۳۶۲ (قبلاً با نام سینما در ویدئو، ۱۳۶۱)

یونس شکرخواهقناری
تکه‌ای آسمان، مشتی آب و فقط برگی و فقط یک وجب زمین. با این‌ها می‌شود در هر جا و هر جای جهان، من و یونس هزاران خاطرات و خطرات مشترکمان را مرور کنیم. در بغض، اشک و خنده هم پا از یک وجب زمین که سهم ماست بیرون نگذاریم. اما حالا و اکنون من چه کنم که در این روزها، مرور این هزار سال از من دریغ شده است. پس فقط فرصتی کوتاه دارم تا همین را بنویسم و یکی دو نکته را درباره شکرخواه بگویم. بقیه آن هزار سال بماند برای وقتی دیگر.

۱- شکرخواه حسود نیست. جاه‌طلب نیست. زیاده‌خواه نیست، قانع است. پس متوازن، متواضع، فروتن، آرام و رام است. پس سخی است. پس صادق و صمیمی است.

۲- شکرخواه همانی است که بود. یعنی علم‌آموزی او، تجربه‌اندوزی و دانایی او، هیچ خصلت و خصایل او را نزدوده است. علم افزوده او و عمر افزوده او عرصه درون او را تنگ نکرده است. همان است که بود؛ مه آلود و بارانی. به حقد و بغض و همین است که سپیدی مو و فزونی نمره عینک هم از سرزنده ‌بودنش هم نکاسته است. همانی است که ۲۳ سال پیش دیدمش. انگار این وجه از روح و روحیه او همچنان رنگین‌کمان جوانی و نشاط را حفظ کرده است. باید هم همین‌طور باشد. مرد بی بغض و حقد و پشت کرده به مال دنیا و منصب چرا باید پیر شود. او یکی از همیشه جوانهای عالم است.

۳- شکرخواه، ویژگی دیگری هم دارد؛ اهل غیبت نیست. اگر هست، همیشه از حسن و جمال و کمال آدم‌ها می‌گوید نه از کژی و کاستی‌هایشان و این سعادت بزرگی است که آدم دهان معطر داشته باشد و او چنین است. همچنان در حنجره‌اش قناری می‌خواند.

۴- این تکه چهارم را بی‌ملاحظه این‌که مطالب کجا به رویت می‌رسد خطاب به خودش می‌نویسم:«بچه پررو، خوب دل همه را بردی. چاکریم.»