نامه تاریخی محسن مخملباف درباره داریوش مهرجویی (فلاشبک به ۱۳۶۶)
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بسمه تعالی
برادر بهشتی،
سلام. خسته نباشید. انصاف حکم می کند که تلاش شما را در جهت رشد کمی سینما بستایم. اجرکم علی الله؛ اما وجود فیلمهایی چون اجاره نشینها را به چه حسابی بگذارم. بیدقتی شما؟، بیاعتقادی شما؟، در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوی را به شما نمی توانم ندیده بگیرم.
برادر عزیز از شما خیلی خوبی می گویند. خیلی ها می گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب می گویم؛ حاجی واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجاره نشینها به گردن چه کسی است؟ اگر فیلم را ندیدهاید، ببینید. اگر دیدهاید یک بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکلیف کسی چون من با شما چیست؟ ارج گذاریتان به جنگ را باور کنم یا اغماضتان را در مورد امثال اجاره نشینها، امیدوارم که همچنان ما را متحجر ندانید که مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین می شود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. می توانید بنشینید با هم اجاره نشین ها را ببینیم.
من باب ثواب گفتم، گناه که نکردهام؟ واقع قضیه این است که دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویی را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. ادای وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.
محسن مخملباف
پاسخ بهشتی به مخملباف
بسمه تعالی
هنرمند گرامی برادر مخملباف
با سلام
نامه پرمطلب و موجز و برادرانه شما را خواندم. از اظهار لطف شما برادر گرامی سپاسگزارم. به دلیل اشتغالات مربوط به جشنواره متاسفانه هنوز موفق به دیدن بسیاری از فیلمها نشدهام. در مورد فیلم اجارهنشینها با نظراتی که تا به حال از جانب برادران مسلمان و مطلع به سینما شنیدهام عموماً آن را فیلمی متوسط در سطح برنامههای انتقادی تلویزیون دیدهاند و البته با ساختی سینمایی. بسیار خوشحال میشوم اگر نظرتان را مشروحتر بدانم.
امیدوارم هر چه زودتر موفق به دیدن این فیلم و فیلمهای دیگر جشنواره بشوم و همچنین از نظر مشروح شما نیز راجع به این فیلم و احیاناً فیلمهای دیگر امسال مطلع گردم.
با تشکر مجدد از عنایت شما و با امید به توفیق شما در راه خدمت به اسلام و مسلمین.
سیدمحمد بهشتی
نقل از کتاب «تاریخ سینمای ایران»، نوشته جمال امید، جلد دوم، صفحه ۵۴۷


اسفند ۳م, ۱۳۸۶ در ۵:۱۳ ب.ظ
دمت گرم و سرت خوش باد
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۸:۲۳ ب.ظ
بیاد می آورم که دار و دسته ی ده نمکی به صف مردم جلو سینما آزادی یورش آوردند و با زنجیر و چماغ به جان مردم افتادند و حتی یک خانم بار دار نیز بچه اش را از دست داد. به یاد می آورم که ده نمکی همیشه به مسخره ازآن واقعه یاد می کرد ومی گقت در تهران هر جا کسی بچه بیندازد
می گویند کار ده نمکی و بسیجی های بوده !
به یاد می آورم سال هایی که مخملباف آزادانه همراه شکنجه گر ها در زندان ها تردد می کرد و شاهد عظیم ترین فجایع تاریخ ایران بود و در همان زمان با تجربه آموزی و نابودی دستگاههای گران قیمت بنیادسینمای قارابی ، برای همان جنایتکاران تبلیغ می کرد.
بیاد می آورم چه بسیار هنرمندانی که خانه نشین شدند و در زیر بازر زندگی خرد شدند . چه بسیار که در غربت فنا شدند… و ده نمکی و مخملباف شدند هنرمندان زمانه !
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۸:۴۸ ب.ظ
سلام؛ اگر قرار بر نبخشیدن خطای خطاکاران باشد هیچیک از ما نمی رهد. باید گذاشت و گذشت از این تند و کندروی ها. بالاخره ما آدمها نیازمند رشدیم. مخملباف و ده نمکی هم آدمند دیگر، نه؟
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ در ۹:۲۸ ب.ظ
همیشه همینطور بوده این آقا نه اولین فرد خواهد بود نه آخرین یاد عروسی خوبان بخیر
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۵ ق.ظ
امیدوارم همه مردم این ادم را انجور که هست بشناسند. مخملباف نمونه ادم هایی است که از دین مثل دکان استفاده کرده اند. مذبذب و دو دلند که بقیه نانشان کجاست. می گویید نه به روسری علیا مخدره دختر شان نگاه کنید هم می خواهد عجالتا حجاب داشته باشد هم میل دارد گلو و گردن در فرنگ به نمایش بگذارد.
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۹:۲۴ ب.ظ
من علاقمندم چند نکته در این رابطه بگویم. اول روی سخنم با شهین است. شما چگونه معتقدید که مخبلباف دین را مثل دکان کرده است. به جز چند فیلم اول ایشان مابقی کارهایشان فوق اعاده تاثیر گذار و انسانی بوده است. منظورم سلام سینماست، منظورم سفر قندهار است و دها فیلم فوق اعاده عالیست که می بایست ساعت ها در باره آنها صحبت شود. نمی دانم منطور حسین از این پست چیست که گذاشته اما این کار به نظر من کار خوبی بوده و نشان از تغییر فوق اعاد عالی مخملباف به سوی آزادی و آزادگی است. در ضمن نکته دیگر اینکه اتفاقا باز نگه داشتن گردن دخترشان کاملا به خود ایشان ارتباط دارد و یک کار شخصی است، بهتر است شما به فکر خود باشید که مبادا چشمان یک فرنگی به شما بیفتد که تمام دین و ایمانتان بر باد خواهد.
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ در ۹:۲۶ ب.ظ
من علاقمندم چند نکته در این رابطه بگویم. اول روی سخنم با شهین است. شما چگونه معتقدید که مخملباف دین را مثل دکان کرده است. به جز چند فیلم اول ایشان مابقی کارهایشان فوق اعاده تاثیر گذار و انسانی بوده است. منظورم سلام سینماست، منظورم سفر قندهار است و دها فیلم فوق اعاده عالیست که می بایست ساعت ها در باره آنها صحبت شود. نمی دانم منطور حسین از این پست چیست که گذاشته اما این کار به نظر من کار خوبی بوده و نشان از تغییر فوق اعاد عالی مخملباف به سوی آزادی و آزادگی است. در ضمن نکته دیگر اینکه اتفاقا باز نگه داشتن گردن دخترشان کاملا به خود ایشان ارتباط دارد و یک کار شخصی است، بهتر است شما به فکر خود باشید که مبادا چشمان یک فرنگی به شما بیفتد که تمام دین و ایمانتان بر باد خواهد.
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۶:۴۹ ق.ظ
آخه چطور یک عده افراد بی اطلاع و احساساتی درمورد آدمهای بزرگ و کارهای بزرگ نظر میدن. وقتی شهین خانوم به سیب زمینی می گفتن “تیب دمینی” مخملباف ریش می تراشید و برای اولین بار عشق رو در سینمای جمهوری اسلامی مطرح میکرد و بسیاری کارهای بزرگی که این مختصر برای ذکر آن بسیار کم است
انصاف داشته باشید. آنچه را درک نمی کنید نفی نکنید
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱:۴۶ ب.ظ
با درود بر همه
کاش به جای سد راه هم شدن؛ به جای خصوصی و سفارشی کردن راه های کمال، همدیگر را در پیمودن راههای کمال یاری و تشویق کنیم و بگوییم و باور داشته باشیم که تنها من برحق نیستم دیگران هم می توانند برحق باشند و راه دیگران نیز می تواند راه حق و کمال باشد.
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۳:۰۴ ب.ظ
آقا گیر اکلی نباید داد. ببینید هر انسانی در زندگی اش سیری را طی می کند. و مسلما هیچ وقت به کمال نمی رسد. همین اکبر گنجی خودمان هم زمانی پاسدار بوده. نبوده؟ ولی مسئله ی مهم این است که انسان باید اینقدر انسان باشد تا به اشتباهات گذشته ی خود اعتراف کند. یا حداقل توجیه کند! بگوید در آن برهه اینطور بود و آنطور بود. فکر می کنم اگر انتظاری قرار است که از مخملباف بزرگ داشته باشیم در همین حد است و نه بیشتر. به قول دوستمان، نمی شود که صرف این مطلب مخملباف را به کل محکوم کرد.
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۴ ب.ظ
به هر حال اخراجی ها به رو پرده میره و مرد ازش استقبال میکنند،پر فروش میشه، مردم اینو نمیدونند همان طور که که نمیدانند مخملباف کیه.
ده نمکی مثل همون جوجه گنجشک می مونه که تو سرمای زمستون خودشو تو مدفوع تازه گاو میندازه تا گند سر تا پاش رو در بر بگیره ولی با گرماش بتونه خودشو زنده نگه داره.
اسفند ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۷:۲۳ ق.ظ
آدم ها حق دارند تغییر کنند. مخملباف هم استثنا نیست. اما بگذارید حساب مخملباف را از امثال ده نمکی جدا کنیم. آقای ده نمکی بهتر است بروند بیشتر مطالعه و تفکر کنند و حتی المقدور تا اطلاع ثانوی فیلم نسازند …
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۵ ق.ظ
آدم وقتی زنجیر پاره کنه و از یه ور بوم بیفته فکر فرداش نیس که اولین کارگردان ایرانی می شه که صحنه برهنه کامل نشون می ده و همه هم محترمانه از کنارش رد می شن!
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۰ ق.ظ
یه چیزی بگم؟ دلیل این همه ناراحتی و بدگویی چیه؟ نهایت امر شاید چرخش و تجدید نظر به مسائلی که بهش معتقد بود و حالا دیگر نیست. اشکالی دارد؟ خیلی از ما هم ممکن است در زندگی نسبت به خیلی مسائلی که قبلا قبول داشتیم تجدید نظرهایی داشته باشیم. به نظرم شجاعت است اگر بتوانیم این چرخشها را ابراز کنیم.
این کامنت برای دفاع از مخملباف و … نیست که خیلی در این خصوص تخصصی ندارم، اما چرا فکر میکنیم که حرف مثلا دهه ۶۰ حالا حجت تمام است؟ آیا همه آدمهای اون سالها همه همه عقاید خود را تا حالا حفظ کردهاند و بر آن پافشاری میکنند؟
فروردین ۳م, ۱۳۸۷ در ۲:۰۹ ب.ظ
باسلام .اول باید بگویم هر کس نظری دارد و میتواند ان را بازتاب دهد.ولی نظر کسی که خود ثابت قدم نشده است در اندیشه. نمیدانم چه تاثیری داشته باشد
فروردین ۶م, ۱۳۸۷ در ۸:۴۴ ق.ظ
چی میگن این وقتا؟!
آهان!
تجدید خاطره شد!
ممنون
فروردین ۶م, ۱۳۸۷ در ۹:۵۷ ق.ظ
سلام!
چند وقت پیش همین نامه رو از طرف گروه فارسی بوکس واسم فرستاده بودند !میخواستم به زودی تو وبلاگم بزارم !ولی خوب شما پیش دستی کردین
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۱ ق.ظ
چیزی که برام جالبه نه خود پست که کامنت هاشه. ظاهرا ما عادت کردیم که خودمونو در جای دانای کل قرار بدیم . اقایان و خانمهای گرامی همه ما انسانیم با قوت و ضعف هامونهیچ کدوم حق قضاوت نداریم کودوممون تا حالا خطا نکردیم؟ نامه مخملباف خطا بود شاید بعد ها هم خطا بکنهده نمکی هم همینطور من و شما هم .اما یادمون باشه که به جای قضاوت روی شخصیت هنرمند بهتره که به اثرش توجه کنیم کدوممون از شخصیت معمار مسجد شیخ لطف الله خبر داره؟ ولی هممون وقتی میریم اصفهان حتی برای بار دهم هم که باشه میریم به زیارتش. انسان بودن سخت نیست به شرطی که از بالای منبر قضاوت پایین بیایم
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۹ ق.ظ
به به …!
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ب.ظ
اگر کسی فیلم سکس و فلسفه مخملباف رو ببینه می فهمه که این آقا چقدر قاطی داره. فیلمی که هیچی نداره جز هنرپیشه زنی که جلوی دوربین مخملباف لخت مادرزاد وایمیسته. و هنرپیشه مرد مشغول گل مال کردن جسم لوناخانم میشه.
خدا عاقبت همه ما رو به خیر کنه.
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۴ ب.ظ
اون فیلم فریاد مورچه هاست نه سکس و فلسفه
تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۲:۲۰ ق.ظ
با سلام مراسم پاسداشت نهضت زن جهانی اسلام با عنوان زنان آسمانی در کره خاکی زمان ۲۹/۴/۸۷ ساعت ۱۷ الی ۲۰ مکان سالن شهدای سپاه گروه تحقیقاتی کوثر از سایت ما دیدن فرمایید.
اسفند ۸م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ب.ظ
bnk,jnmh;jk
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۹ ق.ظ
به نظر من یک انسان میتواند تغییر عقیده بدهد و منکر همه باورهای گذشتهاش بشود. اما مسئله این است که مخملباف با حمایت سینمای دولتی مشهور شد و با ارتداد از آن خود را شهره خاص و عام کرد. در حالیکه هیچ گاه فیلم ساز برجستهای نبود و تنها نمایشگر تضادهای فکری خودش و بخشی از جامعه ایرانی بوده و هست. این چنین افرادی چون رفتاری بر اساس هیجانات و نیازهای خودشان دارند نمیتواندد هنرمندان روشنگر باشند، اما نشانههایی خوبی از انحرافات موجود در جامعه ما به ویژه قشر هنری هستند.
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۰ ب.ظ
آزاد باشیم – آزاد بیندیشیم – و آزاد عقایدمان را مطرح کنیم حتی اگر با عقاید قبلیمان متضاد باشد
مانند کسانی نباشیم که برای حفظ منافعشان از ابراز عقاید خود چشم می پوشند -بگذاریم تاریخ و جهانیان در مورد ما قضاوت کند -حتی اگر قضاوت بدی کنند ولی بگذارید درمورد خود ما قضاوت کنند نه در مورد آنچه که وانمود می کنیم
* جایزه بهترین فیلم از جشنواره ریمینی، ایتالیا ۱۹۸۹، (بخاطر فیلم بایسیکل ران)
* جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم هاوائی، آمریکا ۱۹۹۱، (بخاطر فیلم بایسیکل ران)
* جایزه بهترین فیلم از جشنواره تائورمینا، ایتالیا ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)
* جایزه بهترین فیلم از جشنواره کارلوویواری، جمهوری چک ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)
* جایزه بهترین فیلم انجمن منتقدین بین المللی فیبرشی از جشنواره کارلوویواری، جمهوری چک ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)
* جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کارلوویواری، جمهوری چک ۱۹۹۲، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)
* جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره فیلم استانبول، ترکیه ۱۹۹۳، (بخاطر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما)
* جایزه مطبوعات از جشنواره فیلم سائوپائولو، برزیل ۱۹۹۵، (بخاطر تمام آثار محسن مخملباف)
* جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم مونیخ، آلمان ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم سلام سینما)
* جایزه بهترین فیلم هنری از جشنواره فیلم توکیو، ژاپن ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم گبه)
* جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم سیتگس، اسپانیا ۱۹۹۶، (بخاطر گبه)۱۲- جایزه ویژه منتقدین از جشنواره فیلم سیتگس، اسپانیا ۱۹۹۶، (بخاطر گبه)
* یکی از ده فیلم برتر جهان در سال ۱۹۹۶، به انتخاب مجله تایمز، آمریکا ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم گبه)
* جایزه بهترین فیلم بلند آسیائی از جشنواره فیلم سنگاپور، سنگاپور ۱۹۹۷، (بخاطر فیلم گبه)
* جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره فیلم لوکارنو، سوئیس ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم نون و گلدون)
* جایزه طلای جوانان از جشنواره فیلم لوکارنو، سوئیس ۱۹۹۶، (بخاطر فیلم نون و گلدون)
* یکی از ده فیلم برتر دهه ۹۰ از طرف مدیران جشنوارههای جهانی، ۱۹۹۹، (بخاطر فیلم نون و گلدون)
* جایزه مدال طلا از طرف پارلمان ایتالیا از جشنواره ونیز، ایتالیا ۱۹۹۷، (بخاطر فیلم سکوت)
* جایزه انسان، هنر، طبیعت از جشنواره ونیز، ایتالیا ۱۹۹۷، (بخاطر فیلم سکوت)
* جایزه شهر ایسن دوژور، فرانسه ۱۹۹۸ (به خاطر مجموعه آثار)
* جایزه سردار هنر و ادبیات (شوالیه) فرانسه ۱۹۹۸، (بخاطر مجموعه آثار ادبی و سینمایی)
* جایزه بزرگ کلیساهای جهانی از جشنواره فیلم کن، فرانسه ۲۰۰۱، (بخاطر فیلم سفر قندهار)
* مدال طلای فدریکو فلینی از یونسکو در پاریس، فرانسه ۲۰۰۱، (بخاطر فیلم سفر قندهار)
* جایزه بهترین فیلم جشنواره آژاکسو فرانسه (بخاطر فیلم سفر قندهار) ۲۰۰۱
* جایزه «بهترین فیلم تماشاگران» از جشنواره بین المللی فیلم سینمای جنوب، فرانسه ۲۰۰۱، (بخاطر فیلم سفر قندهار)
* جایزه «بهترین کارگردانی»از جشنواره بین المللی فیلم آرسنال، لاتویا ۲۰۰۲ (بخاطر فیلم سفرقندهار)
* جایزه فرانسووا تروفو، از جشنواره جیفونی، ایتالیا ۲۰۰۲ (به خاطر مجموعه آثار)
* سفر قندهار یکی از صد فیلم برتر تاریخ سینمای جهان به انتخاب مجله تایم، آمریکا، ۲۰۰۵
* جایزه منتقدین بین المللی «فیبرشی» از جشنواره بین المللی فیلم تسالونیکی، یونان ۲۰۰۱ (بخاطر فیلم سفر قندهار)
* چهارمین دوره جشنواره مستند تسالونیکا افتخار یک عمر دستاوردهای هنری و مشارکتهای انسان دوستانه ۲۰۰۲
* جایزه «بهترین فیلم» از جشنواره بین المللی فیلم داکیومنت آرت، آلمان ۲۰۰۲ (بخاطر فیلم الفبای افغان)
* جایزه بهترین سینماگر آسیای سال ۲۰۰۳ جشنواره پوسان کره جنوبی ۲۰۰۳
تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۴ ق.ظ
سلام، بله سامان جان دقیقآ مشخصه که ایشون راه آزادی و انسانیت رو پیدا کردند
تیر ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۴ ق.ظ
باید در حمایت از افراد کمی دقت کرد به فرید سامان سامان
و… که سریع آخرت خودشون رو به دنیای دیگران فرووختند وبه یکی از کاربران حمله کردن میگویم عقیده کسی که یک بار ایده وعقیده خود را نقض کرده وپشت شا به گذشته خود زده قابل اعتماد نیست جرا که اگر در جای دیگر پول بزرگتری باسد دوباره نقض عقسده خواهد کرد
مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۲ ق.ظ
مخملباف نسبتا یک هنرمند خوب و نسبتا یک هنرمند بزرگه … اما یک آدم خوب و بزرگ نیست …
دلیلی هم نداره که ما بخوایم به آدم بودنش گیر بدیم … واسه ما باید هنرمند بودنش مهم باشه …
ما نمی تونیم چون از شخصیت مخملباف نفرت داریم فیلم های بزرگش رو نبینیم …
البته این تغییر عقیده دارن هر چند به شدت افراطیه ولی ربطی به خوب و بد بودن مخملباف نداره …
آقای منصف … لزومی نداره شما به کسی اعتماد کنی … شما عقاید دیگران را ببینو بشنو … با بعضی هاش موافق باش و با بقیه مخالف … اتفاقا کسی که وقتی به عقیده ی جدیدی میرسه … شجاعت ابرازشو داره در واقع داره زندگی می کنه و خودشو محدود به یک دوران نکرده … البته از نظر من جریان مخملباف از این جریان ها جداست … ولی خوب من به آدمی به نام مخملباف کار ندارم … به هنرمندی به نام مخملباف کار دارم …
سعی کنیم همه چیو با هم قاطی نکنیم و همه چیز رو درست بررسی کنیم …
آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۴:۰۵ ب.ظ
جم کنین بابا .این مخملباف خر کیه؟موسوی خر کیه؟….
اصلن این حرفا چه ربطی به موضوع داره.چرا دهنمکی رو وسط میکشید هان؟
آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۷ ب.ظ
۰۹۳۶۱۰۷۰۴۱۱+۰۹۳۶۳۰۳۰۰۱۴+۰۹۳۵۹۰۹۸۷۰۰+۰۴۲۱۲۲۴۷۷۲۷امیریان وامینی
آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۸ ب.ظ
همکاری هنری
دی ۹م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۲ ب.ظ
مخملباف از کی تا حالا اطلاعاتی شده که علیه رهبر مملکت اسلامی ایران بیانیه میده و به ایشون هرچی دلش میخواد نسبت میده!!!!
اگه داره حرف حقیقت میزنه چرا اسم اون افرادی که به قول خودش قبلا تو اطلاعات بودن و حالا به خارج از کشور فرار کردن رو اعلام نمیکنه؟!!!از چی میترسه؟هان؟
انسان عاقل نباید هر حرفیو که میشنوه بدون سند و مدرک قبول کنه.اونم تو این فضای وحشتناک نفاق و در رویی و شک و تردید و شایعه!
اگر رهبر اینتوری که مخملباف میگه نمیتونست ۳۰ سال رهبری یه کشور را بکنه و این همه ملت هم جونشونو واسش بدن؟!!!!
وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) تو مسجد سر نماز ضربت خورد وقتی خبر به شهرهای دیگر رسید هیچکس باور نمیکرد!اونها میگفتند : مگه علی نماز میخونه که تو مسجد باشه؟!!!!!!!
مواظب باشیم دنبال روی شیطان و همراهانش نشیم
به امید ظهور صاحب زمان
یا علی
دی ۹م, ۱۳۸۸ در ۶:۲۹ ب.ظ
به جای اظهار نظر درباره شخصیت افراد، بهتر نیست درباره حرفاشون اظهار نظر کنیم؟ و آیا اینجوری، ضریب خطامون در قضاوت کمتر نمیشه؟
دی ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۲ ب.ظ
من هم زمانی جبهه بودم و الآن از مخالفهای رژیم.
حالا که چی؟
دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۹ ب.ظ
اینم یه جور رنگ عوض کردنه دیگه بلاخره هرجا گرم تر و نرم تر باشه باید همن جا جول و پلس پهن بکنن
آخه کی مخملبافو آدم حساب میکنه یارو روانیه
دی ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۳ ب.ظ
خوب بلاخره پول باعث میشه ادمها رنگ عوض کنن حتی اگه از اصحاب پیامبر باشن
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۰ ب.ظ
فقط این رو می تونم بگم که خیلی مرد.
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۵ ب.ظ
salam
man mikham ye jaxab be shahin jooooooooon bedam
akhe azizam , to ke harf az mosalmuni mizani, hanuz nafahmidi ke mosalmun be kesi bi ehtarami nemikone
to ke ta hala az khone birun nayumadi, to beri unvar ….t ro ham neshun midi
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ق.ظ
چرا یاد نگرفتیم نظر مخالف. گوش بدیم و بد وبیرا نگیم. آن ایرانی که هر جا میشینه دم از فرهنگ و ادب و پیشینه تاریخی میزنه کجاست.
این راه آخرش به اینجا ختم میشه که هستیم. هیچی…..
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۱ ب.ظ
خدا را شکر که نا محرمان را نمی بینم
اسفند ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۸ ب.ظ
(یه بنده خدا): جدا خاک تو سر کثیف احمق کافرت. شیطان پرست