نخستین بار – برگر شوبری
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بار اولی که دیدمت روزی بود
در تابستان ظهر نشده،
و خورشید کاملا تابان،
چمن پوشیده از صد گونه گل خوشرنگ،
که بر پا ایستاده با ادب سر خم چو زوج عاشق خندان.
سوی ساحل نسیمی نرم می آمد وزان آرام،
آنجائی که خیزآبی، عاشقانه، حلزون ها را از بستر شنی خود هویدا می کند۰
نخستین باری که ترا دیدم در یک روز تابستانی بود.
آن نخستین باری بود که دست های ترا در دست گرفتم۰
آن بار نخستینی که ترا دیدم ابر تابستانی
جلابخش بود، چون قوئی خیره کننده وفرورفته در انبوه پرهای خویش۰
آنگاهی که از جنگل آمد، ازحاشیه جنگل سبز،
فریاد شادمانه ای از میان آوای پرندگان برخاست.
و آنگهی نوای ترانه از آسمان شنیده شد،
به چه دلپذیری! به چه زیبایی بی نظیری،
از آن چکاوک خاکستری کوچک که به دشواری دیده می شد
آن بار نخستینی که ترا دیدم ابر تابستانی
درخشنده بود و پر جلوه و نبودش هرگز نظیر۰
ازاین روست هنگامی که ترا می بینم،
اگرچه در روزهای زمستانی،
پوشیده از برف های انباشته و سرد،
ولی تابستان را همانند وزش بادها
و آوای چکاوک های سرزنده گوناگون میشنوم
به همان گونه که خروش مهیب امواج را.
اکنون از درون بستر کرکی خویش
به آن محیط پوشیده از روینده های سر سبز می اندیشم
به آن سراشیب مملو از گل های آبی و زینت شده با برگ های شبدر
که برای خوش آیند عشق ورزی مطبوع بود.
آری خورشید تابستانی می درخشید بر آن اندام فریبنده ات،
سرخ از شرم و چیره بر تابندگی۰
برگر شوبری ۱۸۸۵ – ۱۹۲۹
Birger Sjöberg
بازگردان به فارسی توسط محمد علی گلچین زاده (golchinzadeh@yahoo.com)
عنوان اصلی شعر به زبان سوئدی: Den Första gången